Pages

یک لحظه شعر / برای محمد مختاری

... سلاح سرد او برابر تفنگ های آن سپاه
به جز نماد سبز او چه بود؟
گناه او در آن دمی که خون گرم او
به روی آن سلاح سرد ریخت
به جز سکوتی از گلوی داغ دیده اش چه بود؟ ...
..............................​............
یار سبز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر